فرمانداری نایین
خانه
مشاهیر نایین
نائين در منطقه اي بياباني و كويري واقع شده است . بطوري كه خشكسالي هاي ادواري و خشونت هاي آب و هواي و شرايط بسيار نامناسب جغرافيايي در طول قرنها تاريخ اين شهر تاثير لازم را برچهره آن كذاشته است .نائين هيچگاه چشمه هاي جوشان و كوه هاي سر به فلك كشيده نداشته است . همچنانكه هرگز بارانهاي طولاني و به موقع كام خشك زمين شوره زارش را تر نكرده است. امادر گذر زمان ، نائيني هاي سخت كوش و پر تلاش با اتكاء به لطف بي دريغ الهي و برخورداري از اراده اي پولادين ((.. به دنيايي مادي ورفاه دنيوي پشت نموده و با تحمل درد ورنج و سختي وپايداري در مقابل مشكلات و نابساماني ها و گذر از خارها جانگزا به قله معرفت دست يافته و تشنگان دانش را به بوستان فضيلت نويد داده و مشتاقان حكمت را به بزم خويش فرا خوانده اند...)) فرماني كه مرحوم بلاغي در كتاب تاريخ نائين آورده و مربوط به سال 700 هجري است بيانگر آمادگي نائين براي گسترش تشيع است . اين فرمان مشخص ميكند شخصي كه در اين براي خطابت مسجد جامع نائين اعزام شده از سادات شيعه بوده است . بهر حال ،نائين با اين سابقه ديني و فرهنگي و علمي از دير باز فر هيختگان و انديشمنداني داشته كه برخي ازآنان درزمره نام آوران علم وادب و عرفان و شعر وخوشنويسي و طب وساير رشته هاي هنر و فرهنگ اسلامي كشورمان به حساب مي آمده اند . به يقين معرفي كامل اين بزرگان معروف خود كتابي جداگانه مي طلبد . بنابراين دراين بخش با معرفي اجمالي برخي از اين بزرگان يادشان را گرامي مي داريم . توضيح اين نكته را نيزضروري مي داند كه شرح زندگي اين بزرگان به ترتيب حرف الفبا آمده و سعي براين بوده است كه حتي الامكان بزرگان رشته هاي مختلف و مربوط به زمانهاي گوناگون(هرچند مختصر) مورد معرفي قرارگيرند.

1- امامي :ميرزا حسين آقا . (تولد 1295 شمسي ، وفات 1351 شمسي )

2-بقائي نائيني :ميرزا باقر خان اديب (تولد؟ وفات 1302 )

3-بقائي نائيني :جلال ( تولد 1288 شمسي ، وفات 1376 شمسي)

4- بقائي :ميرزا محمد خان (غوغا) (تولد 1260 شمسي ،وفات ؟)

5- بلاغي : سيد حسن (مجتهد نائيني ) (تولد ؟ وفات 1312 شمسي )

6- بلاغي : عبد الحجت (تولد 1280 شمسي )

7- بلاغي : صدرالدين( تولد 1290 قمري ، وفات ؟)

8- پيرزاده : حاج محمد علي (تولد 1251 قمري ، وفات 1321 قمري )

9- پيرنيا :ابوالحسن خان (معاضد السلطنه ) ( تولد ؟ ، وفات 1318 شمسي)

10- حسن پيرنيا :مشيرالدوله دوم (تولد 1261 هجري ،1252 شمسي – وفات 1354 هجري ، 1314 شمسي)

11- پيرنيا : دكتر محمد كريم (تولد 1301 شمسي ، وفات 1376 شمسي )

12- پيرنيا : ميرزا نصرالله خان مشيرالدوله (تولد ؟، وفات 1325 قمري )

13- جامع نائيني : محمد نقي ( محيط ) ( تولد 1300 شمسي ، وفات ؟ )

14- جلالي نائيني :دكتر سيد محمد رضا (تولد 1297 شمسي )

15- جلوه :حكيم ميرزا ابو الحسن ( تولد 1238 هجري قمري 1314 قمري )

16-حاج عبد الوهاب نائيني: (جد خاندان پيرنيا ) (تولد 1118 قمري )

17- حاج محمد حسن كوزه كناني: ( جد خاندان پيرزاده ) (تولد 1152 قمري ، وفات 1250 قمري )

18 حاج ملا محمد حسن (مرتاض): (تولد 1275قمري ، وفات 1354 قمري )

19- طبا طبائي نائيني حاج ميرزا محمد سعيد: ( تولد 1293 هجري 1255 شمسي ، وفات 1378 هجري ، 1337 مري )

20- حاج ميرزا محمد حسين نائيني غروي :(آميرزاي نائيني ) ( تولد1277 قمري نائين ، وفات 1255 قمري نجف اشرف )

21- رحيمي نائيني : دكتر مصطفي (تولد 1304 شمسي )

22- سالك :حاج محمد رضا

23- صفاء السلطنه نائيني (عليخان ):(تولد 1246 هجري قمري ، وفات 1318 هجري قمري )
24-صفاء السلطنه دوم ( عباس خان): ( وفات 1358تولد، 1282 قمري قمري )
25- طبا طبا ئي نائيني : ميرزا رضا خان ( تولد 1290 هجري ، وفات 1350 هجري ،1310 شمسي )
26- طرب نائيني

27- عالم نائيني :( حاج ميرزا محمد محيط ) (تولد 1278 قمري، وفات 1333 قمري)

28- عامري نائيني : علي محمد ( تولد 1280 شمسي ، وفات 1357 شمسي )

29 - دكتر حسين فاطمي

30- ملا حسن نائيني: ( آرندي ) (وفات 1270 هجري)

31- ملا محمد حسن (مرتاض ): (تولد 1275 هجري، وفات 1354 هجري)

32- محمد علي مصاحبي: ( عبرت نائيني) تولد 1258 هجري

33- ميرزا ابوالقاسم نائيني: ( سلطان الحكماء) (تولد 1245 هجري قمري ، وفات 1322 هجري قمري )

34- ميرزا رفيع الدين طبا طبا ئي (ميرزا رفعيا )

35- نوري نائيني: ( دكتر محمد سعيد ) تولد 1321 شمسي خوشنويسان نائين

نائين را شهر خوشنويسي و خوشنويسان مي دانند ، اكثر تذكره نويسان در معرفي شعراو گويندگان نائيني هنر خوشنويسي آنها را نيز در كنار شعر وادب ذكر كرده اند . اين مطلب در مورد ساير زمينه ها نيز كاملا مشهود است . علاقه به خط و خطاطي باعث شده تا شهر نائين پيوسته خوشنويساني صاحب نام داشته باشد برخي از آنان عبارتند از:

1-عبد العظيم نائيني : از خوشنويسان اواخر دوران صفويه است وي فرزند محمد رفيع ميباشد .
2- ميرزا احمد خوشنويس : متوفا به سال 1250 قمري از خوشنويسان دوران قاجار .
3- ميرزا حسين علي خان وزير ( طبا طبائي ): متوفا به سال 1267 هجري از خوشنويسان دوران محمد شاه قاجار . 4- ميرزا محمد علي خان فرزند سيد عابد: از خوشنويسان اواخر دوران قاجار است كه در سال 1300 هجري همزمان با سلطنت ناصر الدين شاه قاجار وفات يافت .

5- ميرزا مهدي خان فرزند ميرزا ابولقاسم خان سلطان الحكماء ( كه شرحش گذشت ): وي متوفا به سال 1300 هجري است وي قبل از پدر فوت كرده است.

6- بانو مريم: ( اين زن خواهر مشير الدوله است كه خط او را استادانه ذكر كرده اند در كتاب تذكره خوسنويسان معاصر خط اورا در زمره خوشنويسان برجسته ذكر مي كند .

7- ميرزا حسن خان نائيني: كه در سال 1300هجري در كذشت

8- ميرزا نصر الله خان مشير الدوله: متوفا به سال 1320هجري قمري .

9- ميرزا عبد الحسين فلسفي: متوفا به سال 1314 فرزند سيد حكيم .

10- ميرزا محمود خوشنويس: متوفا به سال 1335هجري قمري

11- ميرزا حسنعلي: متوفا به سال 1328 هجري فرزند ميرزا معصوم .

12- ميرزا محمود چاووش فرزند ميرزا احمد: متوفا به سال 1335قمري .

13- ميرزات ابو طالب خان رحيمي فرزند ميرزا حسين: متوفا به سال 1300هجري قمري

14- ميرزا محمد خان بقائي :متخلص به غوغا به سال 1345هجري قمري .

15- ميرزا محمود خان ثقة السلطنه: متوفا به سشال 1308 شمسي .

16- ميرزا طاهر اعلامي فرزند ابوطالب باغچه اي: متوفي به سال 1308 هجري شمسي .

17- ملا محمد رضا : وي از تحسين مكتب دارن نائين است كه اكثربزرگان رجال ازشاگردان او بوده اند مرحوم معلم نائيني در سال 1300 شمسي وفات يافته است .

18- ميرزا حسين منشي باشي:فرزند حاج ميرزا محمد صادق خان كه در سال 1304 شمسي در گذشته است .

19- ميرزا حسن عماد الشريعه امامي: فرزند عبد الحسين متوفا به سال 1308 شمسي.

20- ميرزا عبد الحسين حكيم: فرزند سيد ابراهيم حكيم متوفا به سال 1314 شمسي. شاعران نائين
مرحوم امامي نائيني شعراي نائين را ازاوائل دوران قاجار به ترتيب حروف الفبا ذكرمي كند. اين شعرا عبارتند از :

ميرزاابوالقاسم خان جوهرالشعراء ، ميرزا باقرخان اديب ، جلال بقائي ، ميرزاحسين علي تاج الحكماء ، ميرزاحسين خان وزيرزاده (طاير) سيدحسن رجا، سيد حسن تمر، سيد حسن مصطفوي (سرشار)، حسينعلي پيرنيا، ميرزاعبدالوهاب خان شجاع السلطان ، سيد عبدالحجت بلاغي ، ميرزاعلي خان تلگرافچي ، دكترعلي پيرزاده ، ميرزاعلي خان صفاءالسلطنه(مشتاقي)، ملاعلي فارغ الشعرا، حاج ميرزاكوچك ، حاج ميرزامحمد مجتهد، ميرزا سيدمحمدخان بزرگ، ميرزاسيدمحمدخان مجتوبي عترت، ميرزاسيدمحمدخان نبوي ، حاج آقامحمدعلي پيرزاده ، ميرزامحمدعليعبرت، ميرزامحمدعلي مشعل الشعرا، ميرزا محمودامام جمعه،ميرزامصطفي وكيلي ، ميرزامحمدسعيدامامي(متخلص به فردي)، ميرزا محمدعلي امامي. آيت اله ميرزا حسين غروي نائيني

از تولد تا اجتهاد

ميرزا محمد حسيني نائيني ، فرزند حاجي ميرزا عبد الرحيم ،شيخ الاسلام نائين در سال1277هجري قمري در شهر نائين در استان اصفهان به دنيا آمد . وي پس از فراگيري مقدمات علوم ديني در زادگاهش ، در سن 17سالگي جهت ادامه تحصيل به اصفهان رهسپار گرديد و در منزل حاج محمد باقر اصفهاني اقامت گزيد . در حوزه علميه اصفهان ، دانشهاي مقدماتي را به پايان رسانيد و علم اصول را از ابوالعلي كرباسي و فلسفه و كلام را ازمحضر بزرگاني چون شيخ جهانگير خان قشقايي ، شيخ محمد حسن هزار جريبي و شيخ محمد تقي نجفي اصفهاني وفقه را نزد محمد باقر اصفهاني فرا گرفت . سپس در سال1303هجري قمري براي ادامه تحصيل راهي عتبات مي شود وپس از توقفي كوتاه وارد سامره مي شود واز تدريس اساتيدي چون سيد مجدد شيرازي ، سيد اسماعيل صدر و سيد محمد فشاركي بهره مي برد و در اين حوزه است كه مورد توجه ويژه ميرزاي بزرگ شيرازي واقع مي شود و در اواخر دوران مرجعيت ميرزاي بزرگ در كارهاي مهم به ايشان كمك ميكند و حتي نگارنده ويژه نامه ها و بيانيه هاي ميرزاي بزرگ مي شود . تا اين كه پس از مرگ ايشان در سال1312هجري قمري وي سيد اسماعيل صدر را به عنوان استاد ارشد خود انتخاب مي كند و بالاخره در سال1314هجري قمري وارد حوزه كربلا مي شود وسپس به حوزه نجف مشرف شود از درس آخوند خراساني سيراب ميگردد ودر اينجا نيز به دليل توانمنديهاي علمي كه داشت طرف مشورت آخوند خراساني قرار مي گيرد ويكي از اعضاي هيات استفاء ايشان مي شود . از نظر علمي سرآمد روزگار بوده به گونه اي كه آقا بزرگ تهراني از مقام علمي وآگاهي ژرف ايشان بر دانشهاي مختلف سخن مي راند و بويژه در زمينه علم واصول وي را مجدد بشمار مي آورد . بدين ترتيب نائيني بر سكوي بلند استادي در حوزه نجف اشرف قرار مي گيرد و ديري نپاييد كه درس تحقيقي وعلمي او مورد توجه بسياري ازعلما قرار گرفت به نحوي كه حوزه درس او جايگاه بلندي برخوردار گرديد وپس از حوزه درس آخوند خراساني مقام اول را بدست آورد .شيوه تدريس ايشان مبتني بر آگاهيهاي علمي و تحقيقات متكي بر استدلال و برهان بود . چنانكه به زعم آقا بزرگ تهراني ، نائيني دقت نظر و باريك بيني بي مانندي داشته است . از ويژگيهاي نائيني ، آگاهي از پديده ها ورويدادهاي تاريخي در بررسي وتحليل مسائل وپديدهاي علمي ، سياسي ، اجتماعي است . وي آگاه به زمان بود و شايد اين صفات بود كه در او حسن مسوليت در برابر آينده اسلام وكشور ايجاد كرده واو را وارد فعالبتهاي سياسي نموده است .

مباني نو انديشي و نوآوري ميرزاي نائيني

نوجويي ـ نوگرايي لازمه ونشانه حيات آدمي است و درطول تاريخ نوآوريهاي خود به زندگي شادابي وپويايي داده اند در اين ميان آنانكه در قلمرو دين دست به نوآوري زده اند بسپارند . اما نوآوري ديني در تمام تاريخ با دو مشكل عمده مواجه بوده است .

الف) وجود افراد تنگ نظركه دين را از زاويه فردي مي نگريسته ويا به قول امروزي هرنوع تفسيري را از دين جايز نمي دانسته وبا هر گونه نو فهمي سرناسازگاري داشته وبلا فاصله حكم تفكير را صادر مي كردند .

ب)عوام كه متاثر از دسته اول بوده اند .

اما درباره مباني نوآوري آيت الله ميرزا حسين غروي نائيني مي توان اين گونه توضيح داد كه، ايشان در زماني كه زندگي ميكردكه بازار نو انديشي و نو آوري گرم بود به گونه اي كه از سوي فرهنگ غربي با فرهنگ ديني در تقابل سختي قرار گرفته بود و از سوي ديگر روشنفكران ايراني در برخورد با مغرب زمين دچار بي هويتي و خود باختگي شده بودند . باضافه اينكه ايشان در عراق از مجلات اصلاح طلبان و روشنفكران مسلمان چون سيد جمال الدين اسدآبادي در نوآوري او موثر بوده اند طبعا محيط وزندگاني فكري نائيني در عراق او را با مبارزات آزادي بخش آشنا كرده و از اندشه هاي اصلاح طلبانه متاثر نموده بود چنانكه در همين عراق بودكه كتاب طبايع الاستبدادعبدالرحمن كواكبي را مطالعه كرده بود اين كتاب كه در موضوع ونوع خود بخصوص در آن زمان بي سابقه بود ، تاثير به سزايي در افكار اهل نظر و دانشمندان اسلامي ميگذاشت ، چنانكه در فكر عميق و روح آدمي فقيه عاليقدر ايت الله نائيني اثري ايجاد كرد و موجي پديد آورد كه از قلمش كتاب دقيق و مستدل (( تنبيه الامه تنزيه الهله في لزوم مشروطيه الدوله المنتخيبه لتقليل الظلم علي افراد الامة)) تراوش گرديد .بدين ترتيب اين زمينه ها وي را كه درد دين وميهن داشت وادار نمود تا موضع مناسب با زمان و موافق با مصلحت دين ودنيايي مردم برگزينند از اين رو به نوآوري در اصول فقه ، سياست وغيره پرداخت .

نقش نائيني در جنبشهاي معاصر بويژه مشروطيت

در اين زمينه گفتني است كه سالها پيش از جنبش مشروطه خواهي ،‌آيت الله نائيني درگير مبارزات ضد استبدادي بوده است وابتداي مبارزات ضد استبدادي ايشان را بايد به دوران مبارزه عليه امتياز تالبوت عودت داد . در آن زمان كه امتياز توتون و تنباكو به رهبري و مرجعيت ميرزاي شيرازي لغو گرديد . اگر چه ميرزاي نائيني طلبه اي جوان بيش نبود امابه جهت هوش سرشا ر و آگاهي از مسائل سياسي روز حكومت قاجار مورد توجه ميرزاي شيرازي قرار گرفت . لذا در عصر مرجعيت ميرزاي شيرازي و مبارزات سيد جمال الدين اسد ابادي كه هنوز در ايران سخني از مشروطيت در ميان نيامده بود، ما شاهد تلاش نائيني در راه مبارزه با استبداد واصلاح ساختار حكومتي هستيم ، اما به دنبال شكل گيري مشروطيت نائيني همواره در سنگر دفاع از ازادي حضور داشت ، به طوريكه از همان آغاز حركت ، با رهبري قيام همكار ي نزديكي داشت به گونه اي كه مورد توجه آخوند خراساني و شيخ عبدالله مازندراني و ميرزا خليل تهراني واقع گردييد وحتي در مسائل مهم سياسي و تنظيم بيانه هاي بيدادگرمورد توجه آنان قرار گرفت ، در واقع اوج تلاشهاي نائيني به سالهاي حاكميت محمد علي شاه و دوران استبداد صغير بر مي گردد. بنحوي كه ايشان ضمن افزودن بر تكاپوي سياسي خود به استوار سازي تفكر ديني همت گماشت ودر همين دوران استبداد سپاه بود كه كتاب معروف خود را در مورد مشروطيت به نگارش در آورد وباعث بيداري ايرانيان گرديد.

نائيني علاوه بر حضور مستقيم در مسائل سياسي و اجتماعي ايران ، در جريانهاي سياسي عراق نيز نقش تعين كننده داشته است . در زماني كه عراق توسط انگليس به اشغال درآمده بود علماي نجف اعلان جهاد كرده ودر جبهه جنگ حضوريافتندودر اين جريان نيز نائيني نه تنها در جهاد مقدس شركت جست بلكه از عناصر پر تكاپوي جهاد بود كه با تلاشي پيگير علماي رده اول را به اخذ تا كتيكهاي جنگي و نظامي تشويق ميكرد در جنبش استقلال طلبانه عراق ( 1920 م) بار ديگر علماي نجف از جمله نائيني در صحنه سياسي واقف حركت استقلال طلبانه عراق درخشيدند و درسايه تلاش اينان بود كه انگليس از ادعاي تحت الحمايگي خود بر عراق دست برداشت.
در واقع مشروطيت را مي توان نخستين رويارويي بين فرهنگ سنتي اسلامي و ف آن شاگردان والا مقام بود تا باقيات صالحاتي براي ايشان باشند و به همين سبب آن بزرگوار در تهذيب و تعليم اخلاق آنان اهتمام مي ورزيدند .در اخلاق و تقواو علم وعمل تمام آنان داراي فضائل و ملكات واخلاق برجسته وكم نظير وبي شمار بودند وتعليمات آن مرد بزرگ را سرمشق عمل و رفتار خود قرار داده و همه آنان به درجات عاليه مرجعيت عامه وخاصه رسيدند و مورد تقليدو مرجعيت قرار گرفتند .برخي از اين بزرگواران عبارتند از :

1-آقا سيد محمود شاهرودي

2- آقا سيد جمال گلپاي

3- آقا سيد محسن حكيم

4- آقا سيد ابوالقاسم خوئي

5- آقا سيد هادي ميلاني

6- آقا سيد عبد الهادي شيرازي

7- آقا شيخ عليمحمد بروجردي

تمامي اين آقايان بعد از وفات آن فقيد سعيد مرجع تقليد عامه و خاصه قرار گرفتندو آيت الله خوئي تا اين اواخرحيات خود مرجع تقليد همگان بوده اند ونيز نوشتار ودروس استاد را از آن شاگردان ـ دست پرورده هاي ممتاز آن ـ مرحوم به رشته تحرير درآورده وبطبع رسانده و منتشر ساخته اند .

1-آقاي سيد ابوالقاسم خوئي ( اجودالتقريرات ) اصول مرحوم استاد خود را در دو جلد به طبع رسانيد و چند مرتبه تجديد طبع گرديده است.

2-آقاي شيخ محمد علي كاظمي خراساني اصول مرحوم استاد خود را در چهار جلد به طبع رسانيده است و دو مرتبه تجديد چاپ گرديده است .

3- آقاي شيخ موسي خوانساري ( منيه المريب ) تقريرات درس مكاتيب استاد خود را به طبع رسانيده و دو مرتبه تجديد چاپ گرديده است.

4- آقاي سيد جمال گلپايگاني دروس استاد خود را در فقه واصول دوره هاي متعدد را مرقوم و بعضي از آنها را به چاپ رسانيده و منتشر گرديده است .

5- آقاي سيد محمود شاهرودي دوره هاي فقه واصول استاد خود را مرقوم داشته اند .
6-آقاي حاج شيخ محمدتقي آملي نه جلد دروس فقه واصول استاد خود را با شرح وافي مرقوم و به طبع رسانيده و منتشر ساخته اند .

7- آقاي سيد مرتضي لنگرودي بعضي دروس استاد خود راچاپ و منتشر نموده اند
8- بعضي ديگر از فضلاء و تلاميذ آن فقيد سعيد نيز دروس استاد و تقريرات استاد خود را به طبع رسانيده و منتشر ساخته اند .

9- اخيراً آقاي شيخ جعفر نائيني نوه آن محوم (لباس مشكوك ) آن فقيد سعيدرا با شرحي مبسوط ( بعنوان پاورقي ) به طبع رسانيده و منتشر ساخته است .

اينك حوزه هاي علميه تا به امروز و قرنهاي آينده از نوشته ها و تقريرات و تاليفات آنان استفاده و مدار حوزه هاي علميه بر آن تقريرات و آراء و نظريات مرحوم بزرگ نائيني ميباشد وبدين ترتيب نظرات فقيد سعيد را پس از شصت و چند سال حفظ و به عبارت ديگر نام ( ميرزاي نائيني )را زنده نگه داشته اند و در حقيقت آن بزرگ مرد عالم تشيع نمرده و باقيات و صالحات او ارزنده است تأليفات فقيد سعيد ميرزاي نائيني

1-كتاب وسيله النجاه ، عربي، فقه استدلالي

2- حاشيه عروه الواثقي كه با دقت نظر و استدلال خاص مرقوم فرموده انددر دو جلد در مطعبه العرفان صيدا به چاپ رسيده است.

3- مختصر الوسيله ، رساله علمي عربي

4- مناسك حج مفصلي به عربي ، به گونه اي گسترده مطالب آن را در مناسكهاي حج چه قديم ويا جديد نمي توان يافت و مرحوم آيت الله العظمي حكيم (قده ) به زيور طبع آراسته و حواشي خود را افزوده اند

5- رساله علميه ( ذخيره العباد ) ، فارسي

6- رساله لباس مشكوك

7- قاعده (لاضرر و لاضرار في الاسلام )و بعضي قواعد در رساله هاي ديگر به طبع رسيده است و منتشر گرديده است.

8- سؤال و جوابهاي استدلالي كه مرحوم حجت الااسلام آقاي شيخ حسين حلي (قده ) در دو جلد جمع آوري نموده و حجت الااسلام آقاي شيخ جعفر نائيني مشغول تبويت و تنظيم و چاپ آنها مي باشند .

انشاءالله عن قريب به طبع رسيده و منتشر ميگردد و مورد استفاده حوزه هاي علميه خواهدبود. دكتر حسين فاطمي – وزير امور خارجه ايران

دكتر حسين فاطمي ، روزنامه نويس ، سياستمدار و مبارز پرشور ووطن خواه ، اصلاً اهل نائين بود. ديار نائين همان شهر وسرزميني كه مردان برجسته و درخشان ، رجال دانشمند ، سياستمداران با فضيلت وپاكدامن وبزرگوارتقديم ايران كرده است . چهره هاي تابناك وخدمتگزاراني نظير ميرزانصرالله نائيني (مشيرالدوله)، ميرزاحسين خان مؤتمن الملك وحسن پيرنيا(مشيرالدوله). آن مرد ، نحستين رجل نامدار وسياستمدار ومدبر وروشن بين عهد ناصري و مظفري بود كه علاوه بر مأموريتهاي سياسي در خارج از ايران ، وزيرخارجه اواخر دوره ناصري واوايل زمان مظفرالدين شاه بود. فرزندان وي كه معروف ترينشان ميرزاحسين خان (مؤتمن الملك)وميرزاحسن خان مشيرالدوله بودند ، اولي در مقام رياست مجلس شوراي ملي در ادوار مختلف تقنينيه و دومي چند بار نخست وزير زمان مشروطه بود.

شهيد دكتر حسين فاطمي در ايام جواني در نائين واصفهان روزگار مي گذرانيد و درس مي خواند. گاهي نيز در ابتداي خدمت در دستگاه شهرداري برادرش در شيراز بسر مي برد. به علت علاقه ودلبستگي خاصي كه به تحصيل دانش وفن روزنامه نگاري داشت براي تحصيل در اين رشته روانه پاريس شد وپس از سه سال كسب علم با گرفتن عنوان دكترا روانه ايران گرديد و به شهر اصفهان شتافت. دكتر حسين فاطمي در همان ايام تحصيل در رشته روزنامه نگاري ، مقالات متعددي براي روزنامه مبارزمرد امروز(مهمترين وپرفروش ترين روزنامه هاي ايران )‌به مديريت (شهيد محمد مسعود) مي فرستاد كه در همين روزنامه به چاپ مي رسيد وعلاقمنداني پيدا كرد.
دكتر فاطمي پس از اقامت در شهر اصفهان ، شروع به انتشار روزنامه باختر كرد كه صاحب امتياز آن سيف پور فاطمي برادر او بود .مدتي كه از انتشار روزنامه باختر گذشت ، محلي در خيابان سعدي تهران اجاره كرد و آن را دفتر روزنامه خود قرار داد.روزنامه باختر با يك كادر هيئت تحريريه وكادرخبرنگاري منظم و باضافه يك سازمان آبرومند درتهران انتشاريافت وهمچنان با تيراژ كم سابقه اي در محافل سياسي و ا جتماعي و اداري تهران راه يافت . دكتر فاطمي متعاقب انتشار اين روزنامه ، امتياز روزنامه معروف (باختر امروز) را گرفت.مرحوم دكتر حسين فاطمي و حسين مكي در محور مبارزات نهضت ملي يا جبهه مشترك قرار داشتند . قلم دكتر فاطمي حقاً خدمتي شايسته و باارزش به جنبش مردمي نهضت ملي وروشن شدن افكار عمومي مي كرد.دكتر مصدق بارها گفته بود :

(قلم فاطمي ازچندسپاه ولشكرهم براي پيشرفت نهضت مؤثرتروكارسازتر بود.)
شهيد دكتر فاطمي در ابطال انتخابات قلابي دوره شانزدهم قانون گذاري وشروع مجدد آن فعالانه شركت داشت و در اين طريقف سخت مبارزه مي كرد . او بنيان گذار سازمان روزنامه هاي طرفدار نهضت ملي ايران بود و اغلب جلسات مديران ونويسندگان اين جرايد در خانه اجاره اي وي تشكيل مي گرديد.

دكتر فاطمي چه در كار روزنامه نويسي وچه در مبارزات سياسي ، مردي جدي با شور وحرارت و بسيار با شهامت ، قاطع بي پروا و صريح و با ايمان بود.به هيچ بها وقيمتي از عقايد سياسي آزاديخواهي وآزاد انديشي خويش عدول نمي كرد و از قدرتهاي فرعوني ، فرعونهاي عصر وزمان هراسي به دل راه نمي داد.

در سال 1330 وقتي دكتر مصدق بنا به تمايل اكثريت نمايندگان دوره شانزدهم مجلس شوراي ملي به نخست وزيري رسيد ، بلافاصله شروع به انتخاب همكاران و اعضاي هيئت دولت خودنمود . او از ابتدا در فكر انتخاب معاون سياسي و اداري خود بود و وقتي ياران وي از جمله حسين مكي و دكتر فاطمي را به عنوان معاون ودستيار اول ايشان به او پيشنهاد كردند ، دكتر مصدق از اين امر استقبال نمود . مصدق كه خود تصميم داشت در تمام دوران نخست وزيري از دريافت حقوق خودداري نمايد والبته اين كاررا هم كرد به مكي گفت :دكتر فاطمي شايسته ترين شخصي است كه مي تواند بعنوان معاون سياسي بامن همكاري نمايد ولي شرط ان اين است كه ايشان در شرايط كنوني از نصف حقوق معاونت بعنوان كمك به بيت المال وصرفه جوئي در هزينه هاي نخست وزيري صرف نظر نمايد..دكتر فاطمي نه تنها اين شرط را مورد قبول قرار داد بلكه گفت حاضرم كه از تمام حقوق معاونت هم بگذرم تا افتخار چنين كاري را داشته باشم .

دكتر فاطمي پس از معالجه و بازگشت از مسافرت آلمان به وطن ، درمهر ماه سال 1331 ازطرف دكتر مصدق به سمت وزير امور خارجه ايران برگزيده شد ودرهمين ماه بود كه رسمأ قطع روابط با انگلستان از طرف دولت ايران وبوسيله وزير خارجه اعلام گرديد.

وزارت خارجه در هنگام تصدي فاطمي بجنبش و حركت در آمده از حالت افسردگي ونيمه جاني بيرون شده، سخت فعال وپر جوش وخروش گرديد،گوئي با بودن اين مرد در رأس وزارت خارجه خون تازهاي به كالبدش ريخته شد ونفس هاي تازه اي مي كشيد، به همين علت بايد اذعان نمود كه وضع جديدي كه در اين وزارتخانه بود هيچ دوره و زماني سابقه نداشت.

بعد از كودتاي شوم و ننگين 28 مرداد،دكتر حسين فاطمي ناگزير براي اينكه بچنگ ماموران دژخيم كودتاگران نيافتد بطور مخفي ميزيست وبراي يافتن وي كوشش هاي مأمورين امنيتي ودر هركجا كه احتمال يافتن اومي رفت يك لحظه متوقف نمي شد.

روزشنبه ششم اسفند 1332 سرگرد مولوي با جيپ فرماندار نظامي دكتر فاطمي را دستگير نمود.مولوي دكتر فاطمي را بدون فوت وقت با همان لباس خانه با كفش سرپائي سوار جيپ كرده پس از وارد كردن ضربه اي با اسلحه بر سر او وي را با خود مي برد ودراداره شهرباني زنداني ميگرداند ولي قبل از زنداني شدن وزيرخارجه ايران ،عده اي از اوباش به تحريك مقامات امنيتي در مدخل شهرباني اسير مريض را مورد ضرب و شتم قرار ميدهد كه اگر هر آينه خواهر دكتر فاطمي به آنجا نرسيده بودوخود را بر روي برادرنمي افكند احتمال داشت در همانجا بوسيله ايادي كثيف حكومت به شهادت برسد.

دكتر فاطمي را سپس از شهرباني به زندان لشگرزرهي ميبرند ودر آنجا زنداني مي كنند.
فاطمي مدت دو ماه در وضع ناراحت كننده اي درحالي كه خون استفراغ مي كرد وبارها تا كام مرگ پيش رفته بود بسرمي برد.

دادگاه عادي شماره يك دادرسي ارتش پس از ده جلسه رسيدگي واستماع مدافعات دكتر فاطمي ووكلاي مدافع درساعت سه وچهل وپنج دقيقه بعد ازظهرروز يكشنبه هجدهم مهرماه ختم دادرسي را اعلام ودادگاه براي صدور رأي وارد شورشد.

دادگاه پس از بررسي مدافعات متهمين ووكلاي مدافع سرانجام ماده استنادي ارتش را عليه متهم مورد تأييدقرارداد وباتفاق آراء، حسين فاطمي را به اعدام محكوم نمود.

ساعت چهاروهفت دقيقه بامداد روز چهارشنبه نوزدهم آبانماه 1333،تيمور بختيارفرماندارنظامي وسرتيب آزموده دادستان ارتش به زندان رفتندوحكم اعدام دكتر حسين فاطمي درلشكر 2 زرهي به وي ابلاغ گرديد.

آزموده گفت اگر وصيتي داريد بفرماييد،شما مكرر ميگفتيد((من از مرگ ابائي ندارم ومرگ حق است))دكتر فاطمي نگذاشت حرفش تمام شودوپاسخ داد:

‹‹آري. آقاي آزموده، مرگ حق است ومن از مرگ ابائي ندارم آنهم چنين مرگ پر افتخاري،من مي ميرم كه نسل جوان ايران از مرگ من عبرتي گرفته وبا خون خود از وطنش دفاع كرده و نگذارد جاسوسان اجنبي بر اين كشورحكومت نمايد،من درهاي سفارت انگليس رابستم غافل از اينكه تادربار هست انگلستان سفارت لازم ندارد.››

هنگامي كه اورابراي اعدام مي بردند آزموده ازوي خواست اگرخواسته گفت:خواسته هاي من،ديدن خانواده،ملاقات دكتر مصدق وصحبتي با افسران ميباشد.آزموده ميگويد،هنوزهم دست ازاين مرد برنميداري؟دكتر فاطمي قبل از اجراي حكم به آزموده مي گويد:

((آقاي آزموده،مرگ بر دو قسم است،مرگي در رختخوابي ناز،مرگي در راه شرف وافتخار و من خداي را شكر مي كنم كه درراه مبارزه با فسادشهيد مي شوم،خداي راشكرميكنم كه با شهادتم در اين راه دين خودرا به ملت ستمديده و استعمارزده ايران اداء كرده ام واميدوارم سربازان مجاهد،نهضت همچنان مبارزه را ادامه دهند.))

دران موقع روحيه اش بقدري قوي بود كه اگركسي وارداتاق ميشدوازجريان اوضاع اطلاع نداشت هرگز باور نمي كرد،اين شخص كسي است كه چنددقيقه ديگر بايد تيرباران شود و وصيتنامه اش راهم نوشته است.

هنگام اجراي حكم درحاليكه هوابشدت سرد بودروي همان پيراهني كه بر تن داشت يك پيژامه پشمي پوشيده وبا همان پيراهن وپيژامه وكفش سرپائي آماده ايستاد...

((...هشت گلوله تير ازدهانه لوله تفنگ هاي چهار مأمور مرگ شليك شد .دو تير روي قلب،همان قلبي كه بخاطر وطن ميطپيد.وشش تير ديگر به سينه ...))

وبه اين طريق دكتر فاطمي ،آن مرد مبارز راستين وسياستمدار وروزنامه نگار شجاع مردانه بشهادت رسيد ودفتر زندگي پرتلاطمش بسته شد.



مختصري در مورد تني چند از مشاهير نايين از منايع ديگر :

شيخ مغربي عارف بزرگ مدفون در نايين

زماني: به خاطر بي اطلاعي و مردم نايين كه نتوانسته اند شخصيت شيخ مغربي را به ايرانيان و جهانيان معرفي كنند، هنوز بسياري از محققين و دانشمندان ايراني و خارجي نمي دانند كه محل دفن اين عارف بزرگ نايين است.

گاهي اوقات انسان با بي توجهي از گوهرهاي گرانقدري كه در اطرافش وجود دارد مي گذرد و كساني كه فرسنگ ها دور از موقعيت جغرافياي و فرهنگي ما زندگي مي كنند به تمام و كمال قدر شناس اين گوهرهاي ارزنده مي باشند.

باعث تأسف است كه بسياري از مردم نايين قدر و مقام عارف روشن ضميري كه در بازار مدفون است را نمي دانند و اكثريت قريب به اتفاق فقط مي دانند مسجد شيخ مغربي به واسطه وجود مدفن شخصي به نام شيخ مغربي در اين مكان بدين نام موسوم شده و اهميت و اعتبار شيخ مغربي را به واسطه مسجد بودن محل دفنش مي دانند، غافل از اين كه خود شيخ مغربي چه شخصيتي است و چه بسا بخاطر بي اطلاعي و بي بضاعتي علمي و اداري مردم فعلي نايين كه نتوانسته اند شخصيت شيخ مغربي را به ايرانيان و جهانيان معرفي كنند هنوز بسياري از محققين و دانشمندان ايراني و خارجي كه در مورد شعر و عرفان تحقيقات مبسوطي را در مورد شيخ مغربي داشته اند نمي دانسته اند كه محل دفنش نايين مي باشد و در تمامي كتاب ها و تذكره ها نامي از محل دفنش نياورده اند و فقط مولد او را تبريز ذكر كرده اند.....

سيف العلما يا حجت الاسلام فاطمي

سيف‌العلما:

حجت الاسلام فاطمي يكي از روحانيون متنفذ نائينى بود كه در اين شهر، در خانواده‌اى روحاني، معتبر و برجسته متولد شد و با خاندان معروف «پيرنيا» نيز داراى نسبت نزديك بودند. مرحوم فاطمى در سامرا و اصفهان تحصيل و تدريس كرده بود و به خاطر زبان تند و تيزي كه داشت از سوى مظفرالدين شاه به «سيف‌العلما» ملقب گشته بود. سيف العلما در اوان مشروطيت با برخى از رجال و مشروطه‌خواهان تهران از جمله مشيرالدوله پيرنيا، سيدحسن مدرس و نيز سيدضياء‌الدين طباطبايى دوستى و مراوده داشت. (البته همين سابقه‌ي آشنايى با سيدضياء بعدها در محيط سياسى تهران براى دكتر حسين فاطمى پسر كوچك ايشان دردسر ساز شد و او را هدف اتهامات و شايعات گوناگون قرار داد.)

ميرزا محمد خان وزير متخلص به فروغ

ميرزا محمد خان وزير متخلص به فروغ فرزند ميرزا ابولحسن شريف و نواده ميرزا زين العابدين از فاميل هاي بقايي هاي نايين مي باشد كه جدش ميرزا زين العابدين سالها منشي مخصوص و مستوفي كريم خان زند بود.

ميرزا محمد خان در سال 1147در نايين متولد وپس از مدتي سكونت در اين شهر براي به دست آوردن شغلي عازم تهران مي شود وبا توجه به حسن خط و توانمندي در نويسندگي در دستگاه آقا محمد خان قاجار مقامي احراز مي كند و در تمامي دوران فتحعلي شاه مقامي شايسته داشته و از جميع اقران برتر بوده وتا وزير درباري فتحعلي شاه پيشرفت مي نمايد و در همين زمان پسر ارشد خود ميرزا تقي خان را به وزارت اصفهان منصوب مي نمايد كه در آن رژيم ميرزا تقي خان به قتل مي رسد......

علامه ناييني

تولد علامه "ميرزا محمد حسين ناييني" مدرس و مرجع بزرگ تقليد(1276 ق): حاج ميرزا حسين ناييني از بزرگ‏ترين علما و فقهاي قرن چهاردهم هجري است كه به كثرت تحقيق و فصاحت و كتابت معروف مي‏باشد. وي درنايين به دنيا آمد و پس از تحصيل مقدمات به اصفهان رفت و پس از ده سال، راهي حوزه‏ي نجف گرديد.....

ميرزا محمد حسين ناييني مرجع و زعيم حوزه و مجاهد دوران مشروطه ( 24 مرداد ماه 1315 هـ . ش ).

ميرزا محمد حسين ناييني ميرزا محمدحسين، فرزند حاجي ميرزا عبدالرحيم، شيخ‌الاسلام نايين در سال1277ق. در شهر نايين به دنيا آمد.

وي پس از فراگيري مقدمات علوم ديني در زادگاهش، در سن 17سالگي براي ادامة تحصيل به اصفهان رهسپار گرديد. در حوزة علمية اصفهان، دانش‌هاي مقدماتي، علم اصول، فلسفه، كلام و فقه را فرا گرفت.

سپس در سال1303ق. براي ادامة تحصيل راهي عراق شد در آغاز ورود به عتبات، پس از زيارت بارگاه ملكوتي امام علي (ع) راهي سامرا شد و در محضر درس مرجع كبير و فقيه جليل، ميرزا محمد حسن شيرازي حاضر گرديد.

نابغه ي بزرگ شيعه آيت ا... ميرزا محمد حسين ناييني

در قلمروي تاريخ افرادي را مي توان نام برد كه درهمه عرصه ها و قلمروها رشته خدمت را به دست گرفته و خدمتگذار دين مبين اسلام بوده اند. در سال 1277 ه ق عالمي بزرگوار، مجتهدي عالي مقام و سياستمداري واقع بين از يك خانواده علمي برخواست و توانست در هر برهه از فصول زندگي خود ارزنده ترين خدمت را به جامعه اسلامي تقديم نمايد.

نابغه ي بزرگ شيعه آيت ا... ميرزا محمد حسين ناييني

در قلمروي تاريخ افرادي را مي توان نام برد كه درهمه عرصه ها و قلمروها رشته خدمت را به دست گرفته و خدمتگذار دين مبين اسلام بوده اند. در سال 1277 ه ق عالمي بزرگوار، مجتهدي عالي مقام و سياستمداري واقع بين از يك خانواده علمي برخواست و توانست در هر برهه از فصول زندگي خود ارزنده ترين خدمت را به جامعه اسلامي تقديم نمايد.

علامه ناييني

روزشمار تاريخ؛ درگذشت علامه ناييني از بزرگترين مراجع و فقهاي اسلام

12خرداد 1387هجري شمسي / 26 جمادي الاول 1428هجري قمري مصادف است با سالروز درگذشت علامه ناييني در سال 1355 هجري قمري.

در چنين روزي، 26 جمادي الاول سال 1355هجري قمري: آيت الله علامه ميرزا محمد حسين ناييني از بزرگترين فقيهان و مراجع...........



معرفي مشاهير نايين از منبع ديگر

مشاهير نايين: نايين در منطقه‌اي بياياني و كويري واقع شده است. بطوري كه خشكسالي‌هاي ادواري و خشونت‌هاي آب و هوا و شرايط بسيار نامناسب جغرافيايي در طول قرن‌ها، تاثير لازم را بر چهره اين شهر گذاشته است. نايين هيچگاه چشمه‌هاي جوشان و كوه هاي سر به فلك كشيده نداشته است. همچنان كه هرگز باران‌هاي طولاني و به موقع كام خشك زمين شوره زارش را تر نكرده است. اما در گذر زمان، ناييني‌هايي سخت كوش و پر تلاش با اتكاء به لططف بي دريغ الهي و برخورداري از اراده‌اي پولادين «.. به دنيايي مادي ورفاه دنيوي پشت نموده و با تحمل درد و رنج و سختي و پايداري در مقابل مشكلات و نابساماني‌ها و گذر از خارها جانگزا به قله معرفت دست يافته و تشنگان دانش را به بوستان فضليت نويد داده و مشتاقان حكمت را به بزم خويش فراخوانده‌اند...» فرماني كه مرحوم بلاغي در كتاب تاريخ نايين آورده و مربوط به سال 700 هجري است بيانگر آمادگي نايين براي گسترش تشيع است. اين فرمان مشخص مي‌كند شخصي كه در اين براي خطاب مسجد جامع نايين اعزام شده از سادات شيعه بوده است. بهر حال، نايين با اين سابقه ديني و فرهنگي وعلمي از دير باز فرهيختگان وانديشمنداني داشته كه برخي از آنان در زمره نام آوران علم و ادب و عرفان و شعر و خوشنويسي و طب و ساير رشته‌هاي هنر و فرهنگ اسلامي كشورمان به حساب مي‌آمده‌اند. به يغين معرفي كامل اين بزرگان معرف خود سايتي جداگانه مي‌طلبد. بنابراين در اين بخش با معرفي اجمالي برخي از اين بزرگان يادشان را گرامي مي‌داريم. توضيح اين نكته را نيز ضروري مي‌داند كه اسامي اين بزرگان به ترتيب حروف الفبا آمده و سعي بر اين بوده است كه حتي الامكان بزرگان رشته‌هاي مختلف و مربوط به زمان‌هاي گوناگون (هر چند مختصر) مورد معرفي قرار گيرند.

امامي: ميرزا حسين آقا. (تولد 1295 شمسي، وفات 1351 شمسي)

بقائي ناييني: ميرزا باقر خان اديب (تولد ؟، وفات1302)

بقائي ناييني: جلال (تولد 1288 شمسي، وفات 1376 شمسي)

بقائي: ميرزا محمد خان (غوغا) (تولد 1260 شمسي، وفات؟)

بلاغي: سيد حسن (مجتهد ناييني) (تولد ؟، وفات 1312 شمسي)

بلاغي: عبدالحجت (تولد 1280 شمسي)

بلاغي: صدر الدين (تولد 1290 قمري، وفات ؟)

پير زاده: حاج محمد علي (تولد 1251 قمري، وفات 1321 قمري)

پير نيا : ابو الحسن خان (معضد السلطنه) (تولد؟، وفات 1318 شمسي)

حسن پيرنيا: مشير الدوله دوم (تولد 1261 هجري، 1252 شمسي - وفات 1354 هجري، 1314 شمسي)

پيرنيا: دكتر محمد كريم (تولد 1301 شمسي، وفات 1376 شمسي)

پيرنيا: ميرزا نصرالله خان مشير الدوله (تولد ؟، وفات 1325 قمري)

جامع ناييني: محمد نقي (محيط) (تولد 1300شمسي، وفات؟)

جلالي ناييني: دكتر سيد محمد رضا (تولد 1297 شمسي)

جلوه: حكيم ميرزا ابوالحسن (تولد 1238 هجري قمري، 1314 شمسي)

حاج عبدالوهاب ناييني: (جد خاندان پيرنيا) (تولد1118 قمري)

حاج محمد حسن كوزه كناني: (جد خاندان پيرزاده) (تولد 1152 قمري، وفات 1250 قمري)

حاج ملا محمد حسن (مرتاض): (تولد 1275 قمري، وفات 1354 قمري)

طباطبايي ناييني: حاج ميرزا محمد سعيد (تولد1293 هجري 1255 شمسي وفات 1378 هجري، 1337 قمري)

حاج ميرزا محمد حسين غروي ناييني: آميرزاي ناييني (تولد 1277 قمري نايين، وفات 1255 قمري نجف اشرف)

رحيمي ناييني: دكتر مصطفي (تولد 1304 شمسي)

سالك: حاج محمد رضا.

صفاء السلطنه ناييني (عليخان): (تولد 1246 هجري قمري، وفات 1318 هجري قمري)

صفا ء السلطنه دوم (عباس خان): (تولد 1282 قمري قمري، وفات 1358)

طباطبايي ناييني: ميرزا رضاخان (تولد 1290 هجري، وفات 1350 هجري، 1310 شمسي)

طرب ناييني:

عالم ناييني: (حاج ميرزا محمد محيط) (تولد 1278 قمري، وفات 1333 قمري)

عامري ناييني: علي محمد (تولد 1280 شمسي، وفات 1357 شمسي)

دكتر حسين فاطمي :

ملا حسن ناييني: (آرندي) (وفات 1270 هجري)

ملا محمد حسن (مرتاض): (تولد 1275 هجري، وفات 1354 هجري)

محمد علي مصاحبي: (عبرت ناييني) تولد 1258 هجري.

ميرزا ابوالقاسم ناييني: (سلطان الحكماء) (تولد 1245 هجري قمري، وفات 1322 هجري قمري)

ميرزا رفيع الدين طباطبايي (ميرزا رفعيا)

نوري ناييني: (دكتر محمد سعيد) تولد 1321 شمسي.

شاعران نايين: مرحوم امامي ناييني شعراي نايين را از اوائل دوران قاجار به ترتيب حروف الفبا ذكر مي‌كند. اين شعرا عبارتند از: ميرزا ابوالقاسم خان جوهر الشعراء، ميرزا باقر خان اديب، جلال بقايي، ميرزا حسين علي تاج الحكماء، ميرزا حسين خان وزير زاده (طاير)، سيد حسن رجا، سيد حسن تمر، سيد حسن مصطفوي (سرشار)، حسينعلي پيرنيا، ميرزا عبدالوهاب خان شجاع السلطان، سيد عبدالحجت بلاغي، ميرزاخان تلگرافچي، دكتر علي پيرزاده، ميرزا علي خان صفاء السلطنه (مشتاقي)، ملا علي فارغ الشعرا، حاج ميرزا كوچك، حاج ميرزا محمد مجتهد، ميرزا سيد محمد خان بزرگ، ميرزا سيد خان مجتوبي عترت، ميرزا سيد محمدخان نبوي، حاج آقا محمد علي پيرزاده، ميرزا محمد علي عبرت، ميرزا محمد علي مشعل الشعرا، ميرزا محمود امام جمعه، ميرزا مصطفي وكيلي، ميرزا محمد سعيد امامي (متخلص به فردي)، ميرزا محمد علي امامي. آيت الله ناييني: اطلاعاتي در دسترس نبوده است. آيت الله ميرزا حسين غروي ناييني: از تولد تا اجتهاد ميرزا محمد حسيني ناييني، فرزند حاجي ميرزا عبد الرحيم ، شيخ الاسلام نايين در سال 1277 هجري قمري در شهر نايين در استان اصفهان به دنيا آمد. وي پس از فراگيري مقدمات علوم ديني در زادگاهش، در سن 17سالگي جهت ادامه تحصيل به اصفهان رهسپار گرديد و در منزل حاج محمد باقر اصفهاني اقامت گزيد. در حوزه علميه اصفهان، دانش‌هاي مقدماتي را به پايان رسانيد و علم اصول را از ابوالعلي كرباسي و فلسفه و كلام را از محضر بزرگاني چون شيخ جهانگير خان قشقايي، شيخ محمد حسن هزار جريبي و شيخ محمد تقي نجفي اصفهاني و فقه را نزد محمد باقر اصفهاني فرا گرفت. سپس در سال 1303 هجري قمري براي ادامه تحصيل راهي عتبات مي‌شود و پس از توقفي كوتاه وارد سامره مي‌شود و ازتدريس اساتيدي چون سيد مجدد شيرازي، سيد اسماعيل صدر سيد محمد فشاركي بهره مي‌برد و در اين حوزه است كه مورد توجه ويژه ميرزاي بزرگ شيرازي واقع مي‌شود و در اواخر دوران مرجعيت ميرزاي بزرگ در كاره‌هاي مهم به ايشان كمك مي‌كند و حتي نگارنده ويژه نامه و بيانيه‌هاي ميرزاي بزرگ مي‌شود. تا اين كه پس از مرگ ايشان در سال 1314هجري قمري وارد حوزه كربلا مي‌شود و سپس به حوزه نجف مشرف شود از درس آخوند خراساني سيراب مي‌گردد و در اينجا نيز به دليل توانمندي‌هاي علمي كه داشت طرف مشورت آخوند خراساني قرار مي‌گيرد و يكي از اعضاي هيات استفاء ايشان مي‌شود. از نظر علمي سر آمد روزگار بوده به گونه‌اي كه آقا بزرگ تهراني از مقام علمي و آگاهي ژرف ايشان بر دانش‌هاي مختلف سخن مي‌راند و به ويژه در زمينه علم و اصول وي را مجدد بشمار مي‌آورد. بدين ترتيب ناييني برسكوي بلند استادي در حوزه نجف اشرف قرار مي‌گيرد و ديري نپاييد كه درس تحقيقي و علمي او مورد توجه بسياري از علما قرار گرفت به نحوي كه حوزه درس او جايگاه بلندي برخوردار گرديد و پس از حوزه درس آخوند خراساني مقام اول را بدست آورد. شيوه تدريس ايشان مبتني بر آگاهي‌هاي علمي و تحقيقات متكي بر استدلال و برهان بود. چنانچه به رغم آقا بزرگ تهراني، ناييني دقت نظر و باريك بيني بي‌مانندي داشته است. از ويژگي‌هاي ناييني، آگاهي از پديده‌هاي تاريخي در بررسي و تحليل مسايل و پديده‌هاي علمي، سياسي، اجتماعي است. وي آگاه به زمان بود و شايد اين صفات بود كه در او حسن مسئوليت در برابر آينده اسلام و كشور ايجاد كرده و او را وارد فعاليت‌هاي سياسي نموده است.

دكتر حسين فاطمي – وزير امور خارجه ايران: دكتر حسين فاطمي، روزنامه نويس، سياستمدار و مبارز پر شور و وطن خواه، اصلالتاً اهل نايين بود. ديار نايين همان شهر و سرزميني كه مردان برجسته و درخشان، رجال دانشمند، سياستمداران با فضيلت و پاكدامن و بزرگوار تقديم ايران كرده است. چهره‌هاي تابناك و خدمتگزاراني نظير ميرزا نصرالله نايين (مشير الدوله)، ميرزا حسين خان مؤتمن الملك و حسن پيرنيا (مشير الدوله)، آن مرد، نخستين رجل نامدار و سياستمدار و مدبر و روشن بين عهد ناصري و مظفري بود كه علاوه بر ماموريت‌هاي سياسي در خارج از ايران، وزير خارجه اواخر دوره ناصري و اوايل زمان مظفر الدين شاه بود. فرزندان وي كه معروف ترينشان ميرزا حسين خان (مؤتمن الملك) و ميرزا حسن خان مشير الدوله بودند، اولي در مقام رياست مجلس شوراي ملي در ادوار محتلف تقنينيه و دومي چند بار نخست وزير زمان مشروطه بود.

شهيد دكتر حسين فاطمي در ايام جواني در نايين و اصفهان روزگار مي‌گذرانيد و درس مي‌خواند. گاهي نيز در ابتداي خدمت در دستگاه شهرداري برادرش در شيراز بسر مي‌برد. به علت علاقه و دلبستگي خاصي كه به تحصيل دانش و فن روزنامه نگاري داشت براي تحصيل در اين رشته روانه پاريس شد و پس از سه سال كسب علم با گرفتن عنوان دكترا روانه ايران گرديد و به شهر اصفهان شتافت. دكتر حسين فاطمي در همان ايام تحصيل در رشته روزنامه نگاري، مقالات متعددي به روزنامه مبارز مرد امروز (مهمترين و پرفروش‌ترين روزنامه‌هاي ايران) به مديريت (شهيد محمود مسعود) مي‌فرستاد كه در همين روزنامه به چاپ مي‌رسيد و علاقمنداني پيدا كرد. دكتر فاطمي پس از اقامت در شهر اصفهان، شروع به انتشار روزنامه باختر كرد. كه صاحب امتياز آن سيف پور فاطمي برادر او بود. مدتي كه از انتشار روزنامه باختر گذشت، محلي در خيابان سعدي تهران اجاره كرد و آن را دفتر روزنامه خود قرار داد. روزنامه باختر با يك كادر هيئت تحريريه و كادر خبرنگاري منظم و باضافه يك سازمان آبرومند در تهران انتشار يافت و همچنان با تيراژ كم سابقه‌اي در محافل سياسي و اجتماعي و اداري تهران راه يافت. دكتر فاطمي متعاقب انتشار اين روزنامه، امتياز روز نامه معروف (باختر امروز) را گرفت. مرحوم دكتر حسين فاطمي و حسين مكي در محور مبارزات نهضت ملي يا جبهه مشترك قرار داشتند. قلم دكتر فاطمي حقاً خدمتي شايسته و با ارزشي به جنبش مردمي نهضت ملي و روشن شدن افكار عمومي مي كرد. دكتر مصدق بارها گفته بود: (قلم فاطمي از چند سپاه و لشكر هم براي پيشرفت نهضت مؤثرتر و كار سازتر بود.) شهيد دكتر فاطمي در ابطال انتخبات قلابي دوره شانزدهم قانون گذاري و شروع مجدد آن فعالانه شركت داشت و در اين طريقت سخت مبارزه مي‌كرد. او بنيان گذار سازمان روزنامه‌هاي طرفدار نهضت ملي ايران بود و اغلب جلسات مديران و نويسندگان اين جرايد در خانه اجاره‌اي وي تشكيل مي‌گرديد. دكتر فاطمي چه در كار روزنامه نويسي و چه در مبارزات سياسي، مردي جدي با شور و حرارت و بسيار با شهامت، قاطع بي‌پروا و صريح و با ايمان بود. به هيچ بها و قيمتي از عقايد سياسي آزاديخواهي و آزاد انديشي خويش عدول نمي‌كرد و از قدرت‌هاي فرعوني، فرعون‌هاي عصر و زمان هراسي به دل راه نمي‌داد. در سال 1330 وقتي دكتر مصدق بنا به تمايل اكثريت نمايندگان دوره شانزدهم مجلس شوراي ملي به نخست وزيري رسيد، بلافاصله شروع انتخاب همكاران و اعضاي هيئت دولت خود نمود. او از ابتدا در فكر انتخاب معاون سياسي و اداري خود بود و وقتي ياران وي از جمله حسين مكي و دكتر فاطمي را به عنوان و دستيار اول ايشان به او پيشنهاد كردند، دكتر مصدق از اين امر استقبال نمود. مصدق كه خود تصميم داشت در تمام دوران نخست وزيري از دريافت حقوق خوداري نمايد و البته اين كار را هم كرد به مكي گفت: دكتر فاطمي شايسته‌ترين شخصي است كه مي‌تواند به عنوان معاون سياسي با من همكاري نمايد ولي شرط آن اين است كه ايشان در شرايط كنوني از نصف حقوق معاونت بعنوان كمك به بيت المال و صرفه جويي در هزينه‌هاي نخست وزيري صرف نظر نمايد. دكتر فاطمي نه تنها اين شرط را مورد قبول قرار داد بلكه گفت حاضرم كه از تمام حقوق معاونت هم بگذرم تا افتخار چنين كاري را داشته باشم. دكتر فاطمي پس از معالجه و بازگشت از مسافرت آلمان به وطن، در مهرماه سال 1331 از طرف دكتر مصدق به سمت وزير امور خارجه ايران برگزيده شد و در همين ماه بود كه رسماً قطع روابط با انگلستان از طرف دولت ايران و به وسيله وزير خارجه اعلام گرديد. وزارت خارجه در هنگام تصدي فاطمي بجنبش و حركت در آمده از حالت افسردگي و نيمه جاني بيرون شده، سخت فعال و پر جوش وخروش گرديد، گويي با بودن اين مرد در رأس وزارت خارجه خون تازه‌اي به كالبدش ريخته شد و نفس‌هاي تازه‌اي مي‌كشيد، به همين علت بايد اذغان نمود كه وضع جديدي كه در اين وزارتخانه بود هيچ دوره و زماني سابقه نداشت. بعد از كودتاي شوم و ننگين 28 مرداد، دكتر حسين فاطمي ناگزير براي اين كه به چنگ ماموران دژخيم كودتاگران نيافتد بطور مخفي ميزيست و براي يافتن وي كوشش‌هاي مأمورين امنيتي و در هر كجا كه احتمال يافتن او مي رفت يك لحظه متوقف نمي‌شد. روز شنبه ششم اسفند 1332 سرگرد مولوي با جيپ فرماندار نظامي دكتر فاطمي را دستگير نمود. مولوي دكتر فاطمي را بدون فوت وقت با همان لباس خانه با كفش سرپائي سوار جيپ كرده پس از وارد كردن ضربه‌اي با اسلحه بر سر او وي را با خود مي‌برد و در اداره شهرباني زنداني مي‌گرداند ولي قبل از زنداني شدن وزير خارجه ايران، عده اي از اوباش به تحريك مقامات امنيتي درمدخل شهرباني اسير مريض را مورد ضرب و شتم قرار مي‌دهد كه اگر هر آينه خواهر دكتر فاطمي به آنجا نرسيده بود و خود را بر روي برادر نمي‌افكند احتمال داشت در همانجا به وسيله ايادي كثيف حكومت به شهادت برسد. دكتر فاطمي را سپس از شهرباني به زندان لشكر زرهي مي‌برند و در آنجا زنداني مي‌كنند. فاطمي مدت دو ماه در وضع ناراحت كننده‌اي در حالي كه خون استفراغ مي‌كرد و بارها تا كام مرگ پيش رفته بود بسر مي‌برد. دادگاه عادي شماره يك دادرسي ارتش پس از ده جلسه رسيدگي و استماع مدافعات دكتر فاطمي و وكلاي مدافع در ساعت سه و چهل و پنج دقيقه بعد از ظهر روز يكشنبه هجدهم مهرماه ختم دادرسي را اعلام و دادگاه براي صدور رأي وارد شور شد. دادگاه پس از بررسي مدافعات متهمين و وكلاي مدافع سرانجام ماده استنادي ارتش را عليه متهم مورد تأييد قرار داد و با اتفاق آراء، حسين فاطمي را به اعدام محكوم نمود. ساعت چهار و هفت دقيقه بامداد روز چهارشنبه نوزدهم آبانماه 1333، تيمور بختيار فرماندار نظامي و سر تيپ آزموده دادستان ارتش به زندان رفتند و حكم اعدام دكتر حسين فاطمي در لشكر 2 زرهي به وي ابلاغ گرديد. آزموده گفت اگر وصيتي داريد بفرماييد، شما مكرر مي گفتيد «من از مرگ ابايي ندارم و مرگ حق است» دكتر فاطمي نگذاشت حرفش تمام شود و پاسخ داد: «آري. آقاي آزموده، مرگ حق است و من از مرگ ابايي ندارم آن هم چنين مرگ پر افتخاري، من مي‌ميرم كه نسل جوان ايران از مرگ من عبرتي گرفته و با خون خود از وطنش دفاع كرده و نگذارد جاسوسان اجنبي بر اين كشور حكومت نمايد، من درهاي سفارت انگليس را بستم غافل از اين كه تا دربار هست انگلستان سفارت لازم ندارد» هنگامي كه او را براي اعدام مي‌بردند آزموده از وي خواست اگر خواسته دارد بگويد. گفت: خواسته‌هاي من، ديدن خانواده، ملاقات دكتر مصدق و صحبتي با افسران مي‌باشد . آزموده مي گويد، هنوز هم دست از اين مرد بر نمي‌داري؟ دكتر فاطمي قبل از اجراي حكم به آزموده مي‌گويد: « آقاي آزموده، مرگ بر دو قسم است، مرگي در راه شرف و افتخار و من خداي را شكر مي‌كنم كه در راه مبارزه با فساد شهيد مي‌شوم، خداي را شكر مي‌كنم كه با شهادتم در اين راه دين خود را به ملت ستمديده و استعمار زده ايران اداء كرده‌ام و اميدوارم سربازان مجاهد، نهضت همچنان مبارزه را ادامه دهند.» دكتر فاطمي در آن موقع روحيه‌اش بقدري قوي بود كه اگر كسي وارد اتاق مي‌شد و از جريان اوضاع اطلاع نداشت هرگز باور نمي‌كرد، اين شخص كسي است كه چند دقيقه ديگر بايد تبر باران شود و وصيتنامه اش را هم نوشته است. هنگام اجراي حكم در حالي كه هوا بشدت سرد بود روي همان پيراهني كه بر تن داشت يك پيژامه و كفش سرپايي آماده ايستاد... «... هشت گلوله تير از دهانه لوله تفنگ‌هاي چهار مأمور مرگ شليك شد. دو تير روي قلب، همان قلبي كه بخاطر وطن مي‌طپيد. و شش تير ديگر به سينه ...» و به اين طريق دكتر فاطمي، آن مرد مبارز راستين و سياستمدار و روزنامه نگار شجاع مردانه به شهادت رسيد و دفتر زندگي پرتلاطمش بسته شد.
تاریخ به روز رسانی: 1393/10/24
تعداد بازدید: 6995
كليه حقوق اين پايگاه متعلق به استانداري استان اصفهان ميباشد.
Powered by DorsaPortal